یه صدای بلند داره میاد خیلی ی بلند، اوووووووووووو....وووو..وو، قطع شد. ش ش ش! توش خالی شده، یعنی پر از حفره شده برای همینم یکم طول می کشه تا به کار بیفته، حفرش انقدر عمیق هست که راحت بتونی دستت و بکنی توش،آآآآآآآآه ه آی ی،آروم تر،آروم مگه نمی بینی این زیر هیچی نیست ، من دارم رو هیچجا راه می رم ، قدم هام و می شمرم با یه جوراب شلواری سیاه پشمی که گرمت نمی کنه ولی می تونی پاهات و ببینی و که می ره بالا ، بعدش دوباره میاد پایین. محکمتر، محکمتر فشار بده، فشار بده ، دارم میمیرم از درد فشار بده، بذار احساس کنم ، باید بتونم بجز پاهایی که جوراب شلواری سیاه داره چیزای دیگه رو هم حس کنم، اگه فقط چند بار دیگه بتونی بیای، بیا می خوام بشمرم ، تو حفره ها خالی ِ خالی بیا توش بیا زود باش، بذار پاهام و که جوراب شلواری پشمی سیاه داره بذارم رو زمین، می خوام کف آسفالت خیابون باهاشون راه برم.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از همون اول اولش
احتمالا حق انتخاب کلمه احمقانه ای بود. من اینجا به دنیا اومده بودم، اینجا جایی بود که از همه ی جاهای دیگه دنیا خیلی بیشتر نمی تونستی چیزهایی...
-
وارد یه دهکده کوهستانی شدیم، زمستون بود و جاده پر از گِل و شُل، باید اونجا می موندیم نمی دونم چرا؟، انگار یه مسابقه ای قرار بود اونجا برگز...
-
صبح، روز، اول، آخر. دوباره از نو، صبح. روز. آفتاب. بی جهت، کاملا بی جهت غصه خوردم و ازغصه اشک ریختم. تک تک لحظاتم را درخاطرم سپردم و به خا...
-
قراره به سفر برم مثل اولین سفرهای خارج از کشورم یه هیجانی دارم برای رفتن. تو آخا هستم پیش گیل نشستیم که مهسا از در میاد تو، گیل گفت که مهسا...
آدم می تونه بگه جالب بود!
پاسخ دادنحذف