درازکش پیش از آغاز درد. هنوز مطمئن نیستم که به زانو در خواهم آمد یا نه. اولین قرص آرام بخش. درد شروع به پیچش کرده. عضلاتم به طرز وحشتناکی منقبض می شوند. دمر برروی شکم قلت می خورم. پیچش،انقباض، انقباض،پیچش. آرام بخش دوم،آرام بخش سوم،شیاف اول،شیاف دوم. درد اجازه دراز کش شدن برای تزریق آرامبخش را نمی دهد.درد،درد! من به زانو درآمدم. دوزانو،در خود پیچیده بر روی زمین. بدنم عرق کرده،کاملن خیس شده ومن میلرزم. شبیه گلوله ای هستم در حال زجر کشیدن که دستها و پاهایش به داخل فرو رفته. آهسته بر روی زانوها فشار می آورم و تکانکی می خورم، از همه بدنم آب می چکد. و من پایان درد را انتظار می کشم.
اشتراک در:
پستها (Atom)
از همون اول اولش
احتمالا حق انتخاب کلمه احمقانه ای بود. من اینجا به دنیا اومده بودم، اینجا جایی بود که از همه ی جاهای دیگه دنیا خیلی بیشتر نمی تونستی چیزهایی...
-
وارد یه دهکده کوهستانی شدیم، زمستون بود و جاده پر از گِل و شُل، باید اونجا می موندیم نمی دونم چرا؟، انگار یه مسابقه ای قرار بود اونجا برگز...
-
صبح، روز، اول، آخر. دوباره از نو، صبح. روز. آفتاب. بی جهت، کاملا بی جهت غصه خوردم و ازغصه اشک ریختم. تک تک لحظاتم را درخاطرم سپردم و به خا...
-
قراره به سفر برم مثل اولین سفرهای خارج از کشورم یه هیجانی دارم برای رفتن. تو آخا هستم پیش گیل نشستیم که مهسا از در میاد تو، گیل گفت که مهسا...