تا آخر دنیا تمام صبح ها وحشتناک خواهد بود. تا اخر دنیا هر صبح گریه خواهم کرد. تا آخر دنیا صبح ها مرا به وحشت خواهد انداخت. تا آخر دنیا تمام اتفاقات بد صبح ها مرور خواهد شد. تا آخر دنیا صبح ها بدنم مور مور خواهد شد. تا آخر دنیا صبح ها از نفس کشیدنم پشیمان خواهد بود. تا آخر دنیا صبح که شود به یاد خواهم آورد. تا آخر دنیا صبح ها هیچ رنگی را نخواهم ساخت. تا آخر دنیا صبح ها می خواهم ابری باشد. تا اخر دنیا صبح ها می خواهم صبح نشود. تا آخر دنیا صبح ها به آخر می رسد.
۱۳۹۴ مرداد ۳۱, شنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از همون اول اولش
احتمالا حق انتخاب کلمه احمقانه ای بود. من اینجا به دنیا اومده بودم، اینجا جایی بود که از همه ی جاهای دیگه دنیا خیلی بیشتر نمی تونستی چیزهایی...
-
وارد یه دهکده کوهستانی شدیم، زمستون بود و جاده پر از گِل و شُل، باید اونجا می موندیم نمی دونم چرا؟، انگار یه مسابقه ای قرار بود اونجا برگز...
-
صبح، روز، اول، آخر. دوباره از نو، صبح. روز. آفتاب. بی جهت، کاملا بی جهت غصه خوردم و ازغصه اشک ریختم. تک تک لحظاتم را درخاطرم سپردم و به خا...
-
قراره به سفر برم مثل اولین سفرهای خارج از کشورم یه هیجانی دارم برای رفتن. تو آخا هستم پیش گیل نشستیم که مهسا از در میاد تو، گیل گفت که مهسا...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر