هوا سرد بود و از آسمان گل می بارید و من به تو می اندیشیدم. هوا گرم بود و من زجر می کشیدم و تو از من دور بودی و من به تو می اندیشیدم. رفته بودی و من به تو می اندیشیدم. بودی و من به تو می اندیشیدم. بر روی صندلی کنار دستت نشسته بودم، من به تو می اندیشیدم. در خوابم می آمدی، من به تو می اندیشیدم. ترس نبودنت را داشتم، من به تو می اندیشیدم. خاطراتم در هم می آمیخت، من به تو می اندیشیدم. خاطراتم درهم می آویخت، من به تو می اندیشیدم. ما خوشبخت بودیم؟، من به تو می اندیشیدم. شباهنگام، زار می زدم، من به تو می اندیشیدم. .
۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از همون اول اولش
احتمالا حق انتخاب کلمه احمقانه ای بود. من اینجا به دنیا اومده بودم، اینجا جایی بود که از همه ی جاهای دیگه دنیا خیلی بیشتر نمی تونستی چیزهایی...
-
قراره به سفر برم مثل اولین سفرهای خارج از کشورم یه هیجانی دارم برای رفتن. تو آخا هستم پیش گیل نشستیم که مهسا از در میاد تو، گیل گفت که مهسا...
-
من آدرس اون خونه ای رو که نزدیک دماوند بود یادم ولی اسم محلش رو یادم نمیاد. یادم اومد اسمش پردیس بود، بریم پردیس! گوشت چرخکرده از خونه بر...
-
اینکه برای آگاه شدن درمورد یک چیز باید تمام دانسته های خودمون رو کنار بذاریم و همه چیز روازنو شروع کنیم می شد تعریف برای متد و روش، اما ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر