خواب شیرینم. خواب شیرینم که وقتی تعریفش می کنم، حس شیرینش به سراغم می آید. اورامان. اورامانات. جلوی مانیتور بزرگ تصویری به نمایش در می آید. من تصویر را به جا می آورم. بر روی قایق چوبی پارو می زنم. دریا آرام آرام است. اورامان جزیره ای است وسط دریا که قایق من لحظه به لحظه به او نزدیک تر می شود. از هیجان دریا، از هیجان قایق، از هیجان آسمان، از هیجان اورامان. من عاشق اورامان بودم. جزیره ای که داشت مرا در خود فرو می برد. کوهستانی در میان آب.
۱۳۹۴ آذر ۱۵, یکشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از همون اول اولش
احتمالا حق انتخاب کلمه احمقانه ای بود. من اینجا به دنیا اومده بودم، اینجا جایی بود که از همه ی جاهای دیگه دنیا خیلی بیشتر نمی تونستی چیزهایی...
-
وارد یه دهکده کوهستانی شدیم، زمستون بود و جاده پر از گِل و شُل، باید اونجا می موندیم نمی دونم چرا؟، انگار یه مسابقه ای قرار بود اونجا برگز...
-
صبح، روز، اول، آخر. دوباره از نو، صبح. روز. آفتاب. بی جهت، کاملا بی جهت غصه خوردم و ازغصه اشک ریختم. تک تک لحظاتم را درخاطرم سپردم و به خا...
-
قراره به سفر برم مثل اولین سفرهای خارج از کشورم یه هیجانی دارم برای رفتن. تو آخا هستم پیش گیل نشستیم که مهسا از در میاد تو، گیل گفت که مهسا...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر