شیار شیار آسفالت کنده شده کف خیابون با دونه های ریز ماسه به استتار آسفالت. اولین قدم با چسبیدن کف کفش و جدا شدن کف از رویه و سوختن پاهای لخت بدون جوراب آغاز شد. عجیب بود که زاویه لنز بدون اینکه متوجه شده باشم هیچ فرقی با 30 سال پیش نکرده بود و من که فکر میکردم تنظیم زاویه لنز رو کاملن تحت کنترل دارم کاملن در اشتباه بودم و ناخودآگاه جلوتر از من به پیش رفته بود. پارچه های رنگی... رنگ روی رنگ، لیوان فروش گوشه خیابون و باد هیدروژن. و تو میخواستی برگردی. یادم میاد گفتی که من تمام تلاشم رو کردم. آدمها باید بتونن حرف بزنن. مهمه که بتونن حرف بزنن. مهمه که حرف بزنم، باید حرف بزنم. قورت دادن کلمات وقتی نمیشه حضمشون کرد خطرناکه. مثل نسیم تو تمام روزها هرچند برای مدت کوتاه، حضور داری. کنارت آهسته قدم میزنم.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از همون اول اولش
احتمالا حق انتخاب کلمه احمقانه ای بود. من اینجا به دنیا اومده بودم، اینجا جایی بود که از همه ی جاهای دیگه دنیا خیلی بیشتر نمی تونستی چیزهایی...
-
وارد یه دهکده کوهستانی شدیم، زمستون بود و جاده پر از گِل و شُل، باید اونجا می موندیم نمی دونم چرا؟، انگار یه مسابقه ای قرار بود اونجا برگز...
-
صبح، روز، اول، آخر. دوباره از نو، صبح. روز. آفتاب. بی جهت، کاملا بی جهت غصه خوردم و ازغصه اشک ریختم. تک تک لحظاتم را درخاطرم سپردم و به خا...
-
قراره به سفر برم مثل اولین سفرهای خارج از کشورم یه هیجانی دارم برای رفتن. تو آخا هستم پیش گیل نشستیم که مهسا از در میاد تو، گیل گفت که مهسا...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر