درازکش پیش از آغاز درد. هنوز مطمئن نیستم که به زانو در خواهم آمد یا نه. اولین قرص آرام بخش. درد شروع به پیچش کرده. عضلاتم به طرز وحشتناکی منقبض می شوند. دمر برروی شکم قلت می خورم. پیچش،انقباض، انقباض،پیچش. آرام بخش دوم،آرام بخش سوم،شیاف اول،شیاف دوم. درد اجازه دراز کش شدن برای تزریق آرامبخش را نمی دهد.درد،درد! من به زانو درآمدم. دوزانو،در خود پیچیده بر روی زمین. بدنم عرق کرده،کاملن خیس شده ومن میلرزم. شبیه گلوله ای هستم در حال زجر کشیدن که دستها و پاهایش به داخل فرو رفته. آهسته بر روی زانوها فشار می آورم و تکانکی می خورم، از همه بدنم آب می چکد. و من پایان درد را انتظار می کشم.
اشتراک در:
نظرات (Atom)
از همون اول اولش
احتمالا حق انتخاب کلمه احمقانه ای بود. من اینجا به دنیا اومده بودم، اینجا جایی بود که از همه ی جاهای دیگه دنیا خیلی بیشتر نمی تونستی چیزهایی...
-
برای آنان که زجر می کشند و برای آنانی که زجر می کشند هیچ زخمی عمیق تر از فرو رفتن در حفره های پایانی نیست هیچ زخمی عمیق تر از زخمهایی که ا...
-
برای لحظات آرام بودن لحظه شماری می کردم. و دخترکی را به یاد می آورم که بین دو دیوار سیمانیِ سر به فلک کشیده فقط سیاهی آسمان را می دید و فقط...
-
اینکه برای آگاه شدن درمورد یک چیز باید تمام دانسته های خودمون رو کنار بذاریم و همه چیز روازنو شروع کنیم می شد تعریف برای متد و روش، اما ...